محمد ابراهيم آيتى

542

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

بياموز . « أبو بكر » گفت : خداى يگانه را پرستش كن و چيزى را شريك وى قرار مده و نماز را به پاى دار و زكات بده و ماه رمضان روزه بگير و حجّ خانهء خدا را انجام ده و از جنابت غسل كن و هرگز بر دو مرد از مسلمانان امير مشو و چون از وى پرسيد كه : چرا مرا از امارت بر مسلمانان نهى مىكنى ؟ گفت : خداى - عزّ و جلّ - محمّد را به پيامبرى فرستاد تا مردم را به دين اسلام دعوت كند ، او هم در اين راه جهاد كرد تا مردم خواه ناخواه به دين اسلام درآمدند ، چون مسلمان شدند پناهندگان به خدا و همسايگان وى شدند و در پناه او قرار گرفتند ، پس مبادا كه با همسايگان خدا بر خلاف عهد و ميثاق او رفتار كنى و خدا هم از تو بازخواست كند ، اگر يكى از شما بنگرد كه گوسفندى يا شترى از پناهندهء وى ربوده‌اند به خشم آيد و آمادهء انتقام گردد ، خدا بيش از ديگران براى خاطر پناهندگان خود خشم مىگيرد . رافع مىگويد : از « أبو بكر » جدا شدم و چون رسول خدا وفات يافت و او خليفه شد نزد وى آمدم و گفتم : مگر تو نبودى كه مرا از امير شدن بر دو نفر مسلمان نهى مىكردى ؟ گفت : چرا ، و هم اكنون نيز تو را از اين كار نهى مىكنم . گفتم : پس چرا تو خود امير مسلمانان شده‌اى ؟ گفت : چاره‌اى ندارم ، ترسيدم كه امّت محمّد پراكنده شوند [ 1 ] ! ! . 3 - سريّهء « ذات السلاسل » را بيشتر مورّخان ، از قبيل : ابن اسحاق ، طبرى ، ابن سعد ، مقريزى ، مسعودى و يعقوبى به همان ترتيب نوشته‌اند كه نقل كرديم امّا در پاره‌اى از مآخذ شيعه اين سريّه صورت ديگرى دارد و با فرستادن « عمرو » كار به انجام نرسيده و مقصود حاصل نگشته است و پس از مأمور شدن و رفتن علىّ بن أبى طالب دشمن از پاى درآمده و خاطر رسول خدا و مسلمانان آسوده گشته است . اكنون تفصيل اين سريّه را از كتاب ارشاد مفيد نقل مىكنيم : شيخ مفيد زير عنوان « غزوهء ذات الرمل » - كه به قولى : « غزوهء ذات السلسله » ناميده مىشده است - مىنويسد : بر حسب آنچه علماء و فقهاء و صاحبان آثار و ناقلان اخبار نوشته و نقل و روايت كرده‌اند : روزى رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - نشسته بود كه اعرابىيى آمد ، و پيش روى وى

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 273 ، چاپ حلبى ، 1355 ه . م .